الشيخ السبحاني
138
قرآن و اسرار آفرينش (تفسير سوره رعد) (فارسى)
آگاهى ، علم انسان به خود انسان است ؛ زيرا حقيقت و واقعيت هر انسانى بر خود او روشن است و هر فردى از روحيات و ملكات خوب و بد خويش آگاهى كامل دارد ، ديگر اين جا ميان عالم و معلوم چيزى واسطه نيست . يا مثلًا ما از صورتهاى ذهنى خود آگاهيم ؛ زيرا اين صورتها پيش ما حاضر است و براى درك آنها نياز نداريم كه تصويرى از اين صورتها برگيريم ، بلكه خود اين صورتها را به روشنى درك مىكنيم و در نزد روح خود حاضر مىبينيم . علم خدا به مصنوعات و مخلوقات خود از قبيل نوع دوم است . او در علم خود به آن چه آفريده ، نيازى به تصوير ندارد ، بلكه تمام موجودات جهان با واقعيت خارجى خود ، نزد خدا حاضرند و ميان او و مخلوق فاصلهاى نيست . فلسفهء اسلامى ، علم حضورى خدا را به موجودات از طرق گوناگون ثابت نموده است و كوتاهترين راه آن است كه اين حقيقت را از تدبر در مسألهء آفرينش موجودات به دست آوريم . جاى گفتگو نيست كه خداوند وجود دهنده و ما وجود پذيريم . در اين صورت آيا لازمهء ايجاد يك موجود ، اين نيست كه در نزد موجد و سازنده آن حاضر باشد ؟ آيا ايجاد و پديد آوردن يك شىء ، با غيبت و عدم حضور آن نزد وجود دهنده مىسازد ؟ به عبارت ديگر ، ايجاد يك شىء بدون توجه وجود دهنده و حضور وجودپذير در نزد آفريننده ، امكانپذير هست ؟ بار ديگر ، تصويرهاى ذهنى خود را مورد بررسى قرار دهيم مىبينيم تمام اين صور ، مخلوق و آفريدهء روح و روان و قواى ادراكى است و تا وجود دارند در نزد روح وقواى مدرك ما حاضرند و ميان ما و آنها جدايى نيست و به همين ترتيب تمام موجودات جهان همگى مخلوق خدا و در نزد او حاضرند . برنامهاى تربيتى آشنايى به صفات خدا ، خود گرچه نوعى كمال معنوى و روحى است ؛ ولى در عين حال اعتقاد به چنين خداى آگاه از درون و بيرون ، خود مكتبى تربيتى